..."/>

برای تو…

همه یِ شهر بدیت رو می گن ..
تموم ِ آدما ،خیابونا،کوچه ها ..
ورودت به زندگیم مثل خروجت دست خودم نبودم ..
یهو خواستی بیای ویهوی خواستی بری
انگاری اسباب بازی دورانِ بچگیت بودم که وقتی دیگه خسته شدی بذاریم تو انباری …!
ببینم بی انصاف تو که انقد بد نبودی،
بدت کردن!یا بد شدی؟!
یا ..
کلا بد بودی و من نمی دیدم ..!
اصن انگاری یه برنامه ی خاصیه که تو زندگی هر کسی باید اتفاق بیوفته
همه باید این چیزارو تجربه کنن …
ولی من تو رو همون آدمِ قبل می شناسم نه آدمی که الان همه راجع بهش بد میگن …!
شاید الان دیگه خودت نباشی ..
ولی من عاشقِ همون آدم میمونم که خاطره ش همه جا باهام هست !
اصلا شاید دلیل تنها موندن آدما برای همیشه همین باشه ..
شاید اونا تو گذشته شون گیر کردن‌.‌.
مثل آدمی که عزیزش رو از دست داده و همیشه ی خدا با یادِ اون زندگی میکنه..
احمقانه ست ..و شایدم دوست داشتنیه!
ط_ابوالقاسمی

مطالب مرتبط

*

*

 
Top