مطالب موضوع فرهنگ و هنر

قانون جنگل

قانون جنگل

برعکس تمامِ خانواده ها من عاشق عمه هایم بودم ! آن ها پایه ی جشن ها و مهمانی ها و خنده و شادی و بودند و انرژی منفی کم تری به من منتقل می کردند ‌.‌‌. پدر و مادرم تا جایی که می توانستند دستشان را می گرفتند و کمک حالشان می شدند .. پدرم

موفقیت

نه میتونیم به گذشته برگردیم و نه میتونیم به آینده بریم ..! ببین رفیق الان تو همون ساعتی که هستی باید از زندگی لذت ببری .. شبای امتحان نباید بگی چرا تو فرجه یا تو طولِ ترم نخوندم چون کاری از دستت برنمیاد! نمیتونی بعدِ امتحان ناراحت باشی چون تو هیچ کاری نمیتونی بکنی! نه

یلدایتان مبارک

انارها را دانه دانه کردم .. گلپر و نمک را پاشیدم رویشان مادرم آش پخته بود و باران نم نم می بارید .. امشب شب یلدا بود آخرین شبِ پاییز و قشنگ ترین شبِ سال.. سال پیش همه دور هم جمع شده بودیم و می خندیدیم اما امسال… امسال همه از هم دور شده بودند.

رامسری ها به پیشواز یلدا رفتند

جوانان پر شور رامسری با اجرای بسیار زیبای آهنگ یلدا به پیشواز شب یلدا رفتند . حتما ببینین همرمندان : فرزاد مشایی ، نیما اشرفی ، علیرضا بحری ، سپهر ساعدی   [jwplayer mediaid=”1928″]

نمک پاش های خوب

آدم ها جای اینکه به یکدیگر کمک کنند نمک را برمیدارندو روی زخم هایتان میریزند.. آدم ها نمک پاش خوبی هستند. آن ها وقتی پای منفعتشان درمیان باشد مانند گرگی فقط به دریدن شما فکر میکنند. هنگامِ مشکلات اول خودشان را نجات می دهند. فرقی نمیکند شما برادرش باشید،همسرش باشید ویا فرزندش باشید. در مواقعِ

یک روز

عزیزم!یک روز می آیم تا فرار کنیم فرار کنیم از آنچه هست و آنچه قرار ست اتفاق بیوفتد یک روز می آیم که بیخیال شویم بیخیال حرف های آدم ها بیخیال نظراتِ بیخودشان یک روزی می آیم سمتت تا تمامِ استرس هایت را بسپاری به من یک روزی می آیم تا فقط بخندانمت و تو

عشق

میخواهم گریه کنم فریاد بزنم هوار بکشم ! همه چیز مرا اذییت می کند. چه کسی می تواند نجاتم دهد؟ چه کسی می تواند دست هایم را بگیرد؟ چه کسی می تواند بیایدو دیگر نرود!فرار نکند از من! اصلا گورِ پدر عشق و عاشقی .. گورِ پدر وابستگی و دلبستگی ! در تمامِ داستان های

ماندگار شده ای

ماندگار شده ای …! احتیاط و ترس را کنار گذاشته ام‌.. میخواهم تمامِ معادلات زشت دنیا را تمامِ قوانینی که محدودمان کرده ست را از بین ببرم. میخواهم فریاد بزنم از آن فریادهایی که مردم باتعجب نگاهم کنندو مطمئن شوند دیوانه شدم .. میخواهم همه بگویند اشتباه میکنم و من بلند بلند بخندم به دیوانگی

به حال فکر کن ….!

شاید مرگ در یک قدمی ما باشد و ما بی خبر باشیم …! وقت هایی که از خیابان رد می شویم. وقت هایی که از خنده ی زیاد روده بر می شویم و پایمان در چاله می اوفتد ‌. وقت هایی که سر میزِ شام آنقدر حرف میزنیم که غذا در گلویمان گیر می کند‌‌.

آدم ها ماندنی نیستند رفیق…!

آدم ها ماندنی نیستند رفیق! این جمله را برای مزاح نگفتم خودِخود واقعیت ست.. فرقی نمیکند این آدم دوستت باشد،عشقت باشد،دخترفامیل باشد،اصلا رفیق ده ساله ات باشد.. بعد از مدتی دلش را میزنی .. خسته کننده می شوی برایش.. به خودت تکیه کن فقط خودت ! سعی نکن وابسته بشوی بیخودی.. میدانم‌ما آدم ها ذاتمان

Top